این یادداشت با تیتر (آقای توکلی؛ چند شمشیر تا خیمه معاویه مانده، شمشیر به خودی نزنید ..! ) برای پایگاه 598 نگاشته شده بود، اما بنا به ملاحظاتی با تیتر فوق درج گردید.

پس از ایراد "اتهامات"، (بخوانید "اظهارات") احمد توکلی مبنی بر سیاسی بودن انحلال خانه سینما توسط دولت و به دستور مستقیم محمود احمدی نژاد که ناشی از کم اطلاعی ایشان در حوزه سینما و اساساً سیاسیکاری وی در آستانه انتخابات است، به نظر می رسد وی چشم بر تخلفات محرز صنفی و سیاسی خانه سینما بسته است و ضمن نادیده گرفتن این تخلفات در آستانه انتخابات مجلس، دولت را متهم به سیاسیکاری در حوزه فرهنگ کرده است.
اما نکته
اصلی و جالب توجه اینجاست که آقای توکلی تحولات را از نگاه سیاسی و
سیاستزدگی تحلیل و تبیین نموده است. متاسفانه باید گفت اتهام سازی ایشان
علیه دولت در دفاع از هیئت مدیره خانه سینما هیچ نشانی از منش اصولگرایی
ندارد. بلکه صرفاً در راستای تقویت پروژه اختلافافکنی میان بدنه سینما با
حاکمیت و نظام می باشد.
وی نقش ناجی طراحی شده برای خود را با طرح
مسئله "میخواهند احمدینژاد را ناجی نشان دهند" را در همین ابتدا لو داده
و نتوانسته بهره برداری سیاسی خود از این موضوع را کتمان نماید.
گویا
ایشان این موضوع مورد غفلت ایشان واقع شده که اگر قرار باشد در آستانه هر
انتخاباتی، دست از اصلاح امور کشید، هیچ اقدامی اصلاحی در کشور نباید
انجام شود. چراکه همه ساله و از ابتدای انقلاب تا کنون در کشور ما بیش از
سی انتخابات برگزار شده است.
باید به رئیس مرکز پژوهش های اسلامی
مجلس شورای اسلامی از باب تذکر به برادر دینی گفت: شما که نسبت به
کوچکترین تخلفات در دولت و یا هر دستگاه دیگر با تمام توان قصد "امحاء"
(بخوانید اصلاح) را دارید، چشم بر تمام تخلفات تشکل غیرقانونی و حامی
فتنهی خانه سینما بسته اید و اقدام انقلابی و قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامی در انحلال هیئت مدیرهی خانه سینما را بر نمی تابید؟
آقای وکیل الرعایا، فاین تذهبون ...!؟
در
همین راستا سایت الف (با مدیر مسئولی شما) با پوشش اخبار در حمایت از هیئت
مدیره خانه سینما از هیچ تلاش و کوششی در حمایت از این تشکل متخلف و حامی
فتنه دست بر نداشته و چشم بر انحرافات و همراهی خانه سینما با ضد انقلاب،
بسته است!
آقای توکلی؛ چند شمشیر تا خیمه معاویه مانده، شمشیر به خودی نزنید ..!
امید
است با اصلاح موضع خود در برخورد با این حرکت انقلابی، خاطرهی نامه
اعتراضی خود خطاب به رئيس قوه قضائيه که در اعتراض به بسته شدن روزنامه
اعتماد ملی رقم خورد؛ که درست در روزهایی که کروبی با لحنی هتاکانه بنای
افشاگری و اتهامزنی علیه نظام را داشت و اعتماد ملی را نیز در حکم
تریبونی برای متهم کردن نظام میخواست و همچنین نامه شما در دفاع تمام قد
از هاشمی رفسنجانی در 19 دی ماه 89 را از اذهان عموم ملت شریف ایران پاک
نمائید. و به عنوان یک چهره منتسب به جريان اصولگرائی و اعضای اصلی جبهه
متحد اصولگرائی، از بازی در پازل برنامهریزی شده دشمنان انقلاب به شدت
پرهیز نمائید.
لینک یادداشت فوق در:
این یادداشت را با تمام احترام به اولین و جاودانه ترین صدای عرشی دل نشین و تمامی دوستدارانش تقدیم می کنم، که اگر ما نگوئیم و ننویسیم، اغیار می گویند و می نوبسند، که این تلخ تر است.
موضوع فرمایشات شب 19 ماه رمضان حاج منصور ارضیه که صرف نظر از سوء استفاده گسترده جریان سبز و ضد انقلاب از این فرمایشات که گل به خودی حساب می شه، به جنبه دیگر ماجرا بپردازیم...
منکر اجر و قرب حاجی در دربار سیدالشهداء نیستیم و دلهای حزب الله با حاجیه، اما این دلیل نمی شه که از این عمل اشتباه حاجی تبری نجوئیم.

![]()
به این علت که آقا فرمودند در نظام اسلامی هیچ مقام غیر مسئولی حق صدور و اجرای حکمی نداره.
تا اونجا که ما یاد داریم حکم قتل را حضرت امام یک بار برای سلمان رشدی ملعون خطاب به مسلمین صادر کردند و بس.
بقیه احکام مرگ هم تماما از کانال قوه قضائیه بوده... حالا اینکه این وسط حاجی بیاد حکم کنه که یهودی امت(!) را بکشید، من پولش را می دهم..!؟
ایراد اتهام به آقای(م) آنهم در این سطح و به صورت مکرر از این جهت قابل تامل است که حضرت آقا مکررا و خاصه اخیرا فرمودند که تا اثبات جرم و حتی بعد از اثبات جرم کسی حق افشاگری و ایراد اتهام ندارد. و اینکه خطر انحراف در دولت و ایشان به هیچ وجه در این سطح و حتی پائین تر را حضرت آقا تا کنون گوشزد نکردند.
فرض بر اینکه آقای(م) یهودی و مفسد فی الارض است، حاجی چرا جای قاضی نشسته؟ و آیا مگر قرار است خروسی کشته شود که ایشان قبول زحمت پرداخت غرامت را بکنند؟
شاخص و میزان ولایتمداری افراد نه با شعار است و نه با چفیه، شاخص سنجش ولایتمداری با اعمال ما سنجیده می شود.

برادرانی که از احمدی نژاد بخاطر ولایت! (نه بعلت دیگر!) عبور کردید، در صورت انحراف از خط ولایت در حاج منصور ارضی و یا هر شخص دیگری هم باید شجاعت عبور از ایشان را داشته باشید. و گرنه مطمئن باشید که پیرو هوای نفسید نه حاج منصور عرشی...
اما سخن آخر، با این حال تار موی گندیده حاج منصور هزاران با شرافت دارد بر آن پیر سیاست بازی که خود و خدایش می داند که طراح این زمین بازیست و به خیال خود حزب الله را دو دسته و در مقابل هم گذاشته است. آقای (ه) نه فقط ایران، انگلیس هم برای خاندانتان نا امن گشته است، به آقا زاده بفرمائید قصد نیویورک یا هاوایی نماید.
کتاب "بیداری اسلامی" در منویات و بیانات رهبر معظم انقلاب که به خاستگاه
ها، عوامل و مولفه های بیداری اسلامی اشاره دارد، در قم منتشر شد.
این کتاب به گزاره شناسی بیداری اسلامی در بیانات امام خامنه ای (مدظله
العالی) می پردازد ، که مجموعه ای کامل از سخنان رهبر معظم انقلاب در این
موضوع از سال 1368 تا 1390 می باشد.

کتاب بیداری اسلامی در شش فصل
با عناوین؛ ضرورت های بیداری اسلامی، عوامل پیدایش بیداری اسلامی، شاخصه
ها و مولفه های بیداری اسلامی ، وظایف، راهکارها و فرصت های بیداری
اسلامی، آسیب ها و تهدید های بیداری اسلامی و تحقق بیداری اسلامی توسط
{حقیر} محمد حسن رضایی جمع آوری و تنظیم شده است.
مجموعه مذکور با تلاش موسسه مستشهدین وصال و با همکاری نهضت جهانی مقاومت در 120 صفحه در تیراژ 3000 نسخه منتشر گردیده است.
در قسمتی از این کتاب این چنین آمده است:
امروز
دنيا در زير بار سنگين تحميلات ناشى از تمدن مادى به ستوه آمده است و
دنبال راه نجاتى ميگردد. آنچه كه شما امروز از بيدارى اسلامى در برخى از
كشورهاى اسلامى مثل مصر و تونس ملاحظه ميكنيد، يك نشانه و نمونهاى از
بهستوهآمدگى بشريت است. وقتى شياطين بر زندگى مردم غالب ميشوند - كه
شياطين انس از شياطين جن خطرناكترند - مستكبران عالم كه در زندگى اجتماعى
مردم، زندگى خصوصى مردم، در اقتصاد مردم، در فهم و بينش مردم دخالت ميكنند
و آنها را به راههاى بيراهه ميكشانند، زندگى فضاى تاريك پيدا ميكند و اين
فضاى سنگين و تاريك با فطرت انسانها ناسازگار است و بالاخره فطرت انسان
بيدار ميشود؛ اين آن چيزى است كه امروز دارد در دنيا اتفاق مىافتد.
(بیانات در دیدار مسئولان نظام درروز میلاد پیامبر(ص( 2/12/1389
علاقه
مندان برای تهیه این کتاب می توانند به سایت پاتوق کتاب به آدرس
www.bookroom.ir مراجعه فرمایند یا با شماره 02517746992 تماس حاصل
فرمایند.
لینک های این خبر در پایگاه های خبری:
علوم انسانی که به معنی اصطلاحی خود در ایران وجود دارد همان علومی است، که در اختیار جوامع دارای سیاستگذاری کلان هستند. در تعریف علوم انسانی، طرح ادارهی کلان کشور را اصطلاحاً "علوم انسانی" مینامند. بر این اساس و به علت نبود یک طراحی کلی در زمینهی علوم انسانی، و غربزدگی ایران پس از دوران مشروطیت، علوم انسانی به معنی واقعی در کشور وجود نداشته است. آن دسته از علوم هم که بهعنوان علوم انسانی تلقی میشود، بسیار سطحی، تقلیدی و وارداتی است که بهصورت جزئی و ناقص از کشورهای غربی وارد ایران شده و نام علوم انسانی را به خود گرفته است.
بحرانهاي جهاني، وقایع اجتماعي و سياسي ايران اسلامي و سخنان حکيمانه رهبر معظم انقلاب پيرامون خطرات علوم انساني و اجتماعي غربي، از سويي هشداري جدي نسبت به عواقب نفوذ علوم انساني و اجتماعي غربي در اذهان نخبگان و روشنفکران جامعه اسلامي هنوز به فراموشی سپرده نشده است.
از سويي ديگر، گفتمان حکیمانه و روشن رهبری عظیم الشان، نويد بخش دورهاي نو و چشم اندازي اميدآفرين در زمينه حرکت جمعي به سمت توليد علم بومي و اسلامي است، که فرمودند: "تمدن نوین اسلامی در راه است".
هم اکنون بعد از ایجاد این امید به آینده علوم انسانی در میان نخبگان و جرقه های تشکیل جبهه علمی انقلاب اسلامی، مواجهه و هراس غرب از پی ریزی تمدن نوین اسلامی با زمینه سازی انقلاب اسلامی باری تحول در علوم انسانی و اجتماعی غرب روز به روز نمایان تر می شود که این خود زنگ هشداری برای نخبگان حوزه و دانشگاه می باشد که هرگونه سستی و تعلل در این زمینه ممکن است زیان های جبران ناپذیری به این موج تحول خواهی و تشکیل تمدن اسلامی وارد سازد.
از اینرو آگاه شدیم که آكادمي هنر و علم آمريكا بنا به درخواست کنگره ملی آمریکا اقدام به تاسیس کمیسیون ملی علوم انسانی و علوم اجتماعی با اهداف مشخص، نموده اند. در ادامه از شما دعوت می گردد تا متن ترجمه شده خبر مذکور را مطالعه نمائید.
واشنگتون دي . سي: «لوئيز بربيتز» رئيس آكادمي هنر و علم آمريكا از راهاندازي اين كميسيون ملي خبر داد. اين كميسيون در جهت تقويت آموزش و تحقيق در حوزههاي علوم انساني و علوم اجتماعي است كه اهميت بسيار زيادي براي فرهنگ، آموزش و رقابتهاي اقتصادي آمريكا دارا ميباشد. كميسيون علوم انساني و علوم اجتماعي به رياست «ريچارد اچ برودهد» رئيس دانشگاه «دوك» و «جان دابيليو رو» مدير اجرايي شركت «اِكسلون» و ديگر اعضاي برجسته در حوزههاي علوم انساني، علوم اجتماعي، فيزيك، علوم زيستي، تجارت، قانون، هنر و رسانه كار خود را آغاز كرد.
اين كميسيون به درخواست نمايندگان دو حزب كنگره آمريكا «سناتور لامار الكساندر» نماينده جمهوري خواه ايالت تنسي، «سناتور مارك وارند» نماينده دموكرات ويرجينيا، «تام پتري» نماينده جمهوري خواه ويسكونسين و «ديويد پرايس» نماينده دموكرات كاروليناي شمالي ميباشد.
كنگره از اين آكادمي درخواست بررسي موارد زير را كرده است:
ده اقدام مهمي را كه كنگره، حكومتهاي ايالتي، دانشگاهها، مؤسسات، اساتيد و فرهيختگان، بانيان امور خيريه و ديگران هم اكنون بايد انجام دهد تا به برتري ملي، علمي و آموزشي در علوم انساني و علوم اجتماعي و به اهداف بلند مدت فكري و اقتصادي ملي در جهت تقويت جامعه مدني و موفقيت در ديپلماسي فرهنگي در قرن 21 كدام است؟
ريچارد اچ برودهد اظهار داشت: «علوم انساني و علوم اجتماعي چارچوب فكري را براي اقتصاد، سياست، و نهادهاي حاكم ايجاد كرده و زندگي و درك ما را پربار ميكند. مردم آمريكا هنوز جايگاه علم رياضيات و علوم زيستي را براي آينده درك ميكنند. اين كميسيون نيز يادآور اهميت بلند مدت علوم مقدماتي براي آمريكايي ها ميباشد.» جان روا افزود «علم تاريخ، درك نهادهاي ملي، توانايي بكارگيري شواهد و ايجاد افكار خلاق، استعداد و توانايي ارتبالطات فرهنگي ـ همه اين موارد ويژگيهاي مهمي براي شهروندان قرن 21 ميباشد.»
رئيس آكادمي برلويتز گفت: «با توجه به سوابق نظارت و پشتيباني اين آكادمي در علوم انساني و علوم اجتماعي، اين آكادمي بهترين گزينه براي اجراي اين كميسيون ميباشد. تحقيق و آموزش در اين رشته ها شهروندان و دولت ما را قادر ميسازد تا با شرايط داخلي و خارجي كشور، خود را وفق دهند. اين موضوع براي توانايي رقابت اقتصادي جهاني ما حياتي ميباشد.»
سناتور لامار الكساندر اظهار داشت: «سابقه درازمدت در تحقيقات علمي ملت ما در علوم انساني و علوم اجتماعي پايگاهي براي اطلاع رساني به شهرونداني است كه از كشورها، نژاد و دين و فرهنگ مختلف ميباشند اما تفكرات مشتركي در خصوص، آزادي، فرصتهاي برابر، و حاكميت قانون دارند...»
ديويد پرايس نماينده جمهوري خواه گفت: «همچنان كه دنياي ما در حال به هم پيوستن ميباشد، ساخت بنيان محكم در حوزه علوم انساني اهميت ملي دارد. علوم انساني است كه تمدن، فرهنگ و نظام فكري حيات ما را شكل ميدهد. ايجاد ظرفيتي جامع و كامل در بخش آموزش و تحقيقات اين حوزههاي مطالعاتي ميتواند زمينه و چارچوبي براي نظام سياسي مهم كنوني ميباشد...»
تام پيتر نماينده جمهوري خواه ميافزايد: «براي حفظ و برپا ساختن سنن و اصول آمريكايي بايد تاريخ، فرهنگ و ميراث منحصر به فرد خود را خوب درك كنيم...»
سناتور مارك وارند اظهار داشت: «من بيصبرانه ميخواهم بدانم كه چگونه ميتوان هنر، علوم انساني و علوم اجتماعي خود را در كشور تقويت كنيم. درك اين موضوع كه هم اكنون كجا هستيم، كجا بوده ايم و نياز است كه به كجا برويم بسيار مهم است و بسيار خرسندم كه اين آكادمي اين وظيفه مهم را به عهده گرفته است.»
آكادمي هنر و علوم آمريكا مركز مستقل تحقيقاتي ميباشد كه در سال 1780 ميلادي تأسيس شد. تحقيقات كنوني اين آكادمي بر سياست گذاريهاي علمي و تكنولوژي، امنيت جهاني، سياست اجتماعي علوم انساني و فرهنگ و آموزش تمركز دارد. اين آكادمي داراي شعبي مختلف در كمبريج و ماساچوست دارد اين آكادمي تحقيقات خود را توسط 4300 عضو انتخابي مجرب و كارشناس از سراسر جهان به صورت پيشرفته انجام ميدهد كه هر كدام در رشتههاي آكادميكي همچون هنر، تجارت، امور اجتماعي تخصص دارند. ترجه: رضا حسن زاده
****
با توجه به اتفاقات اخیر در این حوزه که می توان به مواردی چون فعالیت گسترده ی رسانه ای و سازماندهی شده در مواجهه با موج تحول در علوم انسانی و همچنین شبکه سازی اندیشمندان سکولار در داخل و خارج از کشور و همچنین تحریم های علمی چون تحریم همایش روز جهانی فلسفه و تعلیق همایش دوسالانه بین المللی علوم انسانی از سوی دولت انگلیس برشمرد که در اینجا با توجه به خبر تشکیل این کمیسیون در آمریکا و همچنین نظر به موضوعات و اهداف این کمیسیون سولاتی به ذهن متبادر می گردد :
1. ایالات متحده آمریکا از ارتباط تنگاتنگ حكومتش با آكادميها چه هدفي را دنبال ميكند؟
2. رابطهي علوم انساني و علوم اجتماعي در چيست؟
3. چرا هر دو حزب جمهوريخواه و دمكرات با توجه به اختلاف در شيوه اجراي سياستهاي آمريكا خواستار آغاز
به كار اين كميسيون شدهاند؟
4. اين ده اقدام چيست؟
5. علم رياضيات و علوم زيستي چه جايگاهي در آيندهي مردم آمريكا دارد؟
6. به نظر شما پاسخ اين سؤالات و ديگر سؤالات مشابه چيست؟
لینک این خبر در رسانه ها:

آیا به همین زودی فراموش کردید نوع نگاه و رفتار ارباب و رعیتی دولت خود و حلقه تکنوکرات های دور خویش را با مردم؟ بله امروز دیگر نمیشود به مردم دروغ گفت و حقوق آنان را تضییع کرد، اما دیروز چطور؟
به راستی اگر نبود حمایت های شما و خانواده شما و اعوان و انصارتان و نفوذی های ایشان در جریان اصولگرایی، آیا امثال موسوی ها به این میزان ظرفیت به چالش کشیدن نظام را داشتند؟ در جریان وقف دانشگاه آزاد که برنامه های بسیاری برای وقف این سرمایه عظیم داشتید، فریب کاری و بازی با یکی از بزرگ ترین مسائل حکومتی نبود؟و سؤال دیگری که باید پاسخ داده شود این است که در ورای این جنگ زرگری که بین جناح شما و جریان انحرافی وجود دارد، ارتباط یا بهتر بگوییم اتحاد اقتصادی تنگاتنگ این دو جریان که مافیایی عظیم را تشکیل داده اند، چگونه قابل توجیه است؟
هم اکنون که رهبری عظیم الشان بنا به مصالح کشور جامعه را به آرامش فراخوندند و برای پیشبرد خیزش اسلامی منطقه ای، جبهه ی درگیری را در جای دیگری ایجاد کرده اند و فراخوان جهاد در این جبهه (یعنی مواجهه همه جانبه با جبهه کفر و استکبار) داده اند، شما مصداق خواص با بصیرت..! شده اید؟ و واقعاً چقدر زود و چقدر حساب شده و دقیق وارد عمل شدید!
مقام معظم رهبری درخطبه های نمازجمعه بعد از فتنه تاکید کردند: "نگویید مردم اعتمادشان به نظام از دست رفته و باید اعتماد را برگردانیم، مردم به نظامشان اعتماد دارند و آن را دوست میدارند" آقای هاشمی شما خود را "نظام" میدانید مردم در "شما" تردید کردند نه در "نظام".
آقای هاشمی از لعنت مردم بر مسؤلین خائن سخن گفته اید که سخن حقی است، اما بدانید خدا و رسول خدا و انبیاء الهی و ملائکه و مؤمنین همانگونه که جریان انحرافی بوجود آمده در صدر اسلام را مورد لعن و غضب قرار می دهند، جریانی را که تلاش کردند انقلاب را از مسیر اصلی و اصیل خویش که هدف بزرگ حضرت امام خمینی(ره) بود را منحرف سازند تا قیامت لعن میکنند، مگر توبه کنند و اصلاح شوند.
لینک این یادداشت در پایگاه 598
لینک این یادداشت در وبسایت استقامت
لینک این یادداشت در ملل نیوز
لازم به ذکر است که سایت شخصی آقای هاشمی با گرفتن ژست مدافع آزادی بیان و زنده باد مخالف من این دسته از مطالب را لینک می نماید که این یادداشت از این قاعده مستثنی نبوده است.
